دلهره
دوباره سلام:.gif)
پریروز رفته بودم خونه ی همکار مهدی آقا(شوشو). خانمش زایمان کرده بود،یه نی نی سرحال و ناس به اسم علی اکبر. ![]()
زهرا خانم(مامان نی نی)،بهم گفت خیلی خودت رو تقویت کن.گفت روزی که من رفتم برای زایمان،12 نفر برای کورتاژ اومده بودن.
من:واسه چی؟
زهرا خانم:واسه اینکه بچه هاشون قلب نداشتن..![]()
![]()
یه آن تمام تنم لرزید..دستمو گذاشتم روی شکمم و شروع کردم به خوندن آیة الکرسی و صلوات فرستادن...
خلاصه که از اون روز همش در حال خوندن دعا هستم..
لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلهره 
